أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 11

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنها را نيز از جاهاى ديگر آن تفسير برداشته يعنى مثلا مطلبى را ابو الفتوح ( ره ) در دو مورد عنوان كرده و تحقيق نموده است مصنّف ( ره ) در مقام بيان آن مطلب از بيانات مورد اوّل براى مورد دوّم نيز استفاده كرده و تحقيق خود را از كلمات دو مورد تلفيق نموده است علاوه بر آنكه از خودش هم باشد از موارد بسيار بسيار معدودى تجاوز نميكند وانگهى هيچيكى از آن موارد بر تحقيقى مهمّ مشتمل نيست تا موجب شكّ و ترديدى در مدّعاى مزبور باشد در هر صورت اين تفسير سراسر از مبدأ تا منتهى از تفسير ابو الفتوح مأخوذ است ليكن بعنوان انتخاب و تلخيص و گمان قوى و ظنّ متاخم بعلم آنست كه مراد مصنّف ( ره ) بتفسير مطوّل در اين سخن كه ضمن ذكر سبب تأليف در آغاز كتاب خود گفته « 1 » : « تفاسير اصحاب آنچه به عربى است عوام را از آن بهرهء نيست و آنچه كه به زبان فارسى است بعضى كه اختصارى دارد از فائده عارى است و آنچه مطوّل است درو اعراب و لغت و اشتقاق و قرائت قرّاء و اختلاف مفسّران از بس كه آورده‌اند عوام در مطالعهء آن سرگشته و حيران مىمانند و از فائدهء آن بىنصيب ميشوند » تفسير ابو الفتوح است . اينكه گفتيم كه بظنّ متاخم بعلم مراد مصنّف ( ره ) به اين گفتار خود « و آنچه مطوّل است ( تا آخر ) » تفسير ابو الفتوح ( ره ) است باندكى تأمّل در عبارت وى واضح مىشود زيرا تفاسير مهمّ شيعه تا زمان شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) آنهاست كه وى در كتاب نقض در مقابل خصم نام آنها را برده و بر رخ وى كشيده به اين عبارت ( ص 193 - 194 ) : « و از مفسّران بعد از متقدّمان چون عبد اللّه عبّاس و ضحّاك و مجاهد و گذشته از تفسير محمّد باقر و حسن عسكرى عليهما السّلام ابو جعفر طوسى است كه چند مجلّد تبيان كرده است در تفسير قرآن ، و محمّد بن مؤمن الشّيرازىّ كه نزول القرآن تصنيف كرده فى شأن امير المؤمنين عليه السّلام ، و بعد از آن محمّد الفتّال النيسابورى كه تصنيف مفيد ساخته و الشيخ ابو على الطبرسى صاحب التفسير بالعربيّة ، و خواجه امام ابو الفتوح الرازى كه بيست مجلّد تفسير قرآن تصنيف اوست كه ائمّه و علماء همهء طوائف طالب و راغب‌اند

--> ( 1 ) - - ر ج : جلد اول ، ص 2 ، س 8 - 11 .